نوع نگاه

خرید بک لینک
دلم برای مادربزرگم تنگ می شود

برای ماجراهای تکراری که هر بار با دیدنم با هیجان تعریف می کرد منم با هیجان گوش می کردم انگار که اولین بار است آن ها را می شنوم،

دلم برای دست های پینه بسته اش که هر بار با دیدنم دستانم را می گرفت و می گفت

" ببین دستانم چقدر داغ است"

دلم برای موهای سفیدش که با حنا رنگ می کرد و از روسری سفیدش بیرون می زد تنگ می شود

دلم برای همه چیزهای ساده ای که فکر نمی کردم روزی آرزویم شوند تنگ می شود...

نوع نگاه...

ما را در سایت نوع نگاه دنبال می‌کنید

برچسب: مادربزرگ, نویسنده: بازدید: 65 تاريخ: چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت: 19:15

باید چیزی را که در خیالمان هستیم، فراموش کنیم تا بتوانیم کسی باشیم که واقعا هستیم...!

... گفت گذشته ام همواره همراهم می ماند، اما هر چه خودم را از وقایع آزادتر کنم و بیش تر بر احساسات متمرکز بشوم، بیش تر می فهمم که همیشه، در لحظه اکنون فضای عظیمی هست، نه عظمت است، که می توان با عشق بیش تر، شوق زندگی بیش تر، پُرش کرد...!

برگرفته از کتاب"زهیر" / پائولو کوئلیو / مترجم: آرش حجازی

نوع نگاه...

ما را در سایت نوع نگاه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 76 تاريخ: چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت: 19:15

به تنهایی خداوند قسم

انسان تنهاترین موجود روی زمین است

به هیچ کس

و هیچ چیز دل نبندید

هر وابستگی

یعنی یک زخم

در آینده ای دور یا نزدیک...!

نوشته شده در سه شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 8:27 توسط مهرسا|

نوع نگاه...

ما را در سایت نوع نگاه دنبال می‌کنید

برچسب: وابستگی, نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1396 ساعت: 13:56

نوع نگاه...

ما را در سایت نوع نگاه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 64 تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1396 ساعت: 13:56

هر چه انسان تر باشيم زخمها عميق تر خواهند بود . هر چه بيشتر دوست بداريم بيشتر غصه خواهيم داشت . بيشتر فراق خواهيم کشيد و تنهایی هايمان بيشتر خواهد شد . شادی ها لحظه ای و گذرا هستندشايد خاطرات بعضی از آنها تا ابد در ياد بماند اما رنجها داستانش فرق مي نوع نگاه...ادامه مطلب

ما را در سایت نوع نگاه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 71 تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1396 ساعت: 13:56

صفحه بندی